ها که دال است بر هویت ذات
متعاقب بود برو حرکات
حرکت چون سکون بود جاری
او بذات خود از همه ...
هیچ وقت از همه مجرد نیست
لیک با هیچ یک مقید نیست
رود این حرف در همه آنات
بر نفس های جمله موجودات
همه او را بدین نفس ذاکر
گر از او غائبند وگر حاضر
اسم ذات او لا همین ها بود
لا تعریف اختصاص افزود
چون شد اشباع کرده فتحه لام
بالف شد حروف اسم تمام
چیست تخصیص را سبب یعنی
دو جهان خاص اوست اومولی
سر تعریف آن که بشتابی
تا کمال شناخت دریابی
شرح اشباح فتحه آن که مدام
شد در این اسم درج فتحه تمام
کم کسی از زبان بکام رسد
ور رسد زین خجسته نام رسد